طلیطلةلغتنامه دهخداطلیطلة. [ طُ ل َ طُ ل َ / طُ ل َ طَل َ ] (اِخ ) شهری است (دراندلس ) بر بر کوه ، و رود تاجه از گرد وی برآید. (حدود العالم ). و از آن تا قرطبه هفت روز راه بوده اس
طلاطلةلغتنامه دهخداطلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] (اِخ ) پدر مالک یکی از مستهزئان نبی صلی اﷲ علیه و سلم . (منتهی الارب ).
طلاطلةلغتنامه دهخداطلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] (ع اِ) بیماری سخت عاجزکن اطباء. || بلا. گویند: رماه ُ اﷲ بالطلاطة؛ ای الداء العضال . داهیه . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). طلطلة. طلطل .