طبائیلغتنامه دهخداطبائی . [ طَ ] (اِخ ) ابوالقاسم عبدالرحمن بن احمدبن علی بن احمد خطیب طبائی . از مردم قریه ٔ طبا در یمن . وی از فقیه قاسم بن عبداﷲ قرشی سماع کرد و ابوالقاسم هبةا
طبائعلغتنامه دهخداطبائع. [ طَ ءِ ] (ع اِ) طبایع. ج ِ طبیعت . غرایز. خویها. سجایا. سرشتها. نهادها.- طبایع اربع ؛ حرارت ، برودت ، رطوبت و یبوست . اول سرد تر، دوم سرد خشک ، سوم گرم
طبائعیلغتنامه دهخداطبائعی . [ طَ ءِ ] (ص نسبی ) بعض حکماءِ متقدمین که آدمی را آفریده از چهار طبیعت (طبائع اربع) میشناختند. || به اصطلاح برخی دیگر از دانشمندان کسانی که دهر و روزگا
طبالغتنامه دهخداطبا. [ طُ ] (اِخ ) دیهی است از دیه های یمن . (معجم البلدان ). و منسوب بدان طبائی است . (سمعانی ).