طینوشلغتنامه دهخداطینوش . (اِخ ) نام پسر قیدافه (پادشاه اندلس ) که داماد فور هندی و معاصر اسکندر بود. فردوسی از زبان قیدافه به اسکندر خطاباً گوید : چنان دان که طینوش فرزندمن کم ا
طین شاموسلغتنامه دهخداطین شاموس . [ ن ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) استاد احمد فرج اندر کتاب خویش میگوید: طین شاموس طلق است و خواجه ابوعلی سینا رَحِمَه ُاﷲ میگوید: همانا که او طلق نیس
طین شفالغتنامه دهخداطین شفا. [ ن ِ ش ِ / ش َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نزد اهل سنت خاک قبر امام حنبل است . و نزد بعضی تراب مدینه ٔ طیبه و نزد شیعه ٔ امامیه طین قبر حضرت سیدالشهداء