طوقدارلغتنامه دهخداطوقدار. [ طَ / طُو ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) اسم عامی فارسی قمری است . (فهرست مخزن الادویه ). کنایه از قمری و فاخته و کبوتر و مانند آن . (آنندراج ). قمری را نیز گو
طوق دارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دارای طوق؛ دارای گردنبند.۲. (اسم) پرندهای که خطی سیاه یا سفید مانند گردنبند بر گردن دارد، از قبیل قمری و کبوتر.
طوق دارکdavit collar, davit keeper, davit bearing, davit cranes, davit bust, davit ringواژههای مصوب فرهنگستانبست یا مهاری Uشکل و لولایی برای استوار نگه داشتن قایقآویز یا دارک بازوخم که در پایة آن قرار دارد
طلغتنامه دهخداط. (حرف ) نشانه ٔ حرف نوزدهم از حروف تهجی عرب . و نام آن طاء و طی و طِ است و نیز آن را طاء مشالة نامند و آن از حروف مطبقة و حروف هفت گانه ٔ مستعلیه و هم مصمتة و
طولغتنامه دهخداطو. (ترکی ، اِ) طوی . ضیافت . عروسی : دائماً خاقان ما کرده ست طوگوش مارا می کشد لاتقنطوا.مولوی .