صرةلغتنامه دهخداصرة. [ ص َرْ رَ ] (ع اِمص ) سختی اندوه . (منتهی الارب ). || سختی جنگ . (منتهی الارب ). || سختی گرما. (منتهی الارب ) (دستورالاخوان ). || (اِ) درختی است که بر آن
صرةلغتنامه دهخداصرة. [ ص ِرْ رَ ] (ع اِمص ) سختی سرما یا سرما که کشت و نبات را بسوزد. (منتهی الارب ). || (اِ) بانگ و آواز سخت . (منتهی الارب ).
صرةلغتنامه دهخداصرة. [ ص ُرْ رَ ] (ع اِ) همیان دراهم و مانند آن . (منتهی الارب ). همیان زر. (دستورالاخوان ). زر بسته در رگوی . (زمخشری ). همیان . (غیاث اللغات ). کیسه . (مهذب ا
وصرةلغتنامه دهخداوصرة. [ وَ ص َرْ رَ ] (ع اِ) وصیرة. وِصر. دستاویز با مهر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). چک . (از اقرب الموارد). رجوع به وِصْرشود. || زمین بلند. (از
قوصرةلغتنامه دهخداقوصرة. [ ق َ ص َ رَ / ص َرْ رَ ] (ع اِ) قوصره . زنبیل خرما. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ظرفی است از نی برای حمل خرما. ابوبکر گوید: گمان نمیکنم که این کلمه عر
تقوصرةلغتنامه دهخداتقوصرة. [ ت َ ق َ ص َ رَ ] (ع مص ) کوتاهی ظاهر کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).