صفائیلغتنامه دهخداصفائی . [ ص َ ] (اِخ ) جوانی ساده بود اما بصحبت جوانان شعف تمام داشت و از جمله چیزهائی که منافی طبع ساده ٔ او از او زائیده شده این بیت است :می نماید گاه جولان ن
صفائیلغتنامه دهخداصفائی . [ ص َ ] (اِخ ) محمد صفی بن میرزا شرف الدین وفائی . وی یکی از شعرای ایران و از مردم قم است . و به هندوستان رفت و مدتی در لکنهو در خدمت نواب آصف الدوله به
صفائیلغتنامه دهخداصفائی . [ ص َ ] (اِخ ) مصطفی افندی . وی از شعرای عثمانی و از مردم استانبول است و در دفتر دیوان همایون پرورش یافت و به مأموریت های متعدد رفت و به سال 1196 درگذش
صفائی اصفهانیلغتنامه دهخداصفائی اصفهانی . [ ص َ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) هدایت در مجمع الفصحاء آرد: نام وی ملامحمد و از معاصران مجرد، در سیاق و موسیقی ماهر و در نگارش نسخش قدرتی کامل ظاهر بود
صفائی سینوبیلغتنامه دهخداصفائی سینوبی . [ ص َ ی ِ ] (اِخ ) وی در اوائل کار سلطان سلیم قدیم درگذشت . او را دیوانی است . دو بیت از وی در زبدة الاشعار عبدالحی فائض آمده است . (کشف الظنون )
صفائی کرمانیلغتنامه دهخداصفائی کرمانی . [ ص َ ی ِ ک ِ] (اِخ ) (ملا...) گویند مردی نامراد است . از اوست :ز شوق مشت کمان ابروان عالمگیردمی ز خنده نیاید به یکدگر لب تیر.(مجالس النفائس ص 15
صفائی یزدیلغتنامه دهخداصفائی یزدی . [ ص َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) هدایت در مجمع الفصحاء آرد: نام وی میرزا محمدعلی و نویسنده ٔ صدر یزدی بود چندی هم خدمت نواب شاهزاده محمدعلی میرزا را کرده . د
صفائیهلغتنامه دهخداصفائیه . [ ص َ ئی ی َ ] (اِخ ) دهی مرکز دهستان صفائیه بخش هندیجان شهرستان خرمشهر. 20هزارگزی شمال هندیجان 3هزارگزی باختری راه فرعی ده ملا به بندر دیلم . جلگه . گ