صاففرهنگ مترادف و متضاد۱. پرداخته، صیقلی، لغزنده، نرم، نشو، هموار ۲. تخت، مستوی، مسطح ۳. راست، شق ۴. پاک، پالوده، روشن، زلال ۵. خالص، مروق، ناب ۶. بیآلایش، وضیع ≠ خشن، زبر
صافدیکشنری فارسی به انگلیسیbroad, even, flat, horizontal, smooth, square, tall, upright, open, plumb, serene