صبوةلغتنامه دهخداصبوة. [ ص َ وَ ] (ع اِمص ) نادانی جوانی . || کودکی . (منتهی الارب ) : و میل طبیعت در اوقات صبوت بملاعب و ملاهی زیادت اسباب تأخیر درک امانی است . (سندبادنامه ص
صبةلغتنامه دهخداصبة. [ ص ُب ْ ب َ ] (ع اِ) آنچه ریخته شوداز طعام و جز آن . || هرچه طعام نهند بر آن از خوان و مانند آن . || گله ٔ اسبان و شتران و رمه ٔ گوسفندان یا مابین ده تا چ
صبوحةلغتنامه دهخداصبوحة. [ ص َ ح َ ] (ع ص ، اِ) ناقه ای که آن را پگاه دوشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
صبورةلغتنامه دهخداصبورة. [ ص َ رَ / رِ ] (ص ) حیز و مخنث و پشت پای و پلید. (برهان قاطع) (اوبهی ). مصحف صبوزه است رجوع به صبوزه شود. (برهان قاطع چ معین ).