صوافلغتنامه دهخداصواف . [ ص َوْ وا ] (ع ص ، اِ) پشم فروش . (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). ج ، صوافون .
صوافلغتنامه دهخداصواف . [ ص َ واف ف / ص َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صافَّة. (منتهی الارب ). گاوان و اسبان و شتران تیزرو که بر سه پا استند. (غیاث اللغات ). رجوع به صافَّه شود. || گفته اند
صَوَافَّفرهنگ واژگان قرآنصواف جمع صافة است و معناي صافه بودن شتر قبل از نحراين است که ايستاده باشد دستها و پاهايش برابر هم و دستهايش بسته باشد .
صَّافَّاتِفرهنگ واژگان قرآنصف کشيده ها (جمع صافـّه است به معني جماعتي که افراد آن در صفي منظم قرار داشته باشند )
صَّافِنَاتُفرهنگ واژگان قرآنجمع صافنة است ، و صافنة آن اسباني را ميگويند که بر سه پاي خود ايستاده و يک دست را بلند ميکند تا نوک سمش روي زمين قرار گيرد .
صَّافُّونَفرهنگ واژگان قرآنصف کشيده ها (جمع صافّ است به معني جماعتي که افراد آن در صفي منظم قرار داشته باشند )