رعودلغتنامه دهخدارعود. [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رعد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (دهار). رجوع به رعد شود.
رعودلغتنامه دهخدارعود. [ رُ ] (ع مص ) رَعد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به رعد در معنی مصدری شود.
دیرالجرعةلغتنامه دهخدادیرالجرعة.[ دَ رُل ْ ج ُ رَ ع َ ] (اِخ ) این دیر در حیره است . ظاهراً همان دیر عبدالمسیح است . (از معجم البلدان ).
رجوع دادنلغتنامه دهخدارجوع دادن . [ رُ دَ ] (مص مرکب ) مراجعت دادن . بازگشت دادن . امری یا مطلبی را به کسی یا موضوعی احاله دادن و بازگرداندن .
بریدنگویش اصفهانی تکیه ای: bebrini طاری: vund(mun) طامه ای: beriyan طرقی: vundmun کشه ای: vundmun نطنزی: beriyan
توانستنگویش اصفهانی تکیه ای: --------- طاری: tiq vund(mun) طامه ای: --------- طرقی: teq vundmun کشه ای: tiq vundmun نطنزی: tonestan / tiq beriyan
دژاووواژهنامه آزاددژاوو حالتی است که در آن شخص احساس میکند ، چیزی را که الان در حال رخ دادن است ، قبلا تجربه کرده است. دژاوو Déjà vu یک اصطلاح فرانسوی است که «قبلا دیده شده»