سرعت واماندگیstall speed, stalling speed, Vsواژههای مصوب فرهنگستانسرعتی که در آن زاویۀ حمله بهصورتی است که نیروی بَرار سطح بال از بین میرود
کرسةلغتنامه دهخداکرسة. [ ک ِ س َ ] (ع اِ) اصل هر چیز. || بول و سرگین درهم نشسته . (برهان ) (از ناظم الاطباء).
رسوةلغتنامه دهخدارسوة. [ رَس ْ وَ ] (ع اِ) یارق . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دستینج . دستینه . (اقرب الموارد). دست اورنجی که از مهره ها و یا از صدفها سازند. ج ، رِسی ̍.(ناظم الا
مجرسةلغتنامه دهخدامجرسة. [ م ُ ج َرْ رَ س َ] (ع ص ) ناقة مجرسة؛ ناقه ٔ آزموده در سیر و سواری . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مورسةلغتنامه دهخدامورسة. [ م ُ وَرْ رَ س َ ] (ع ص ) تأنیث مورس . رنگ شده به گیاه ورس . (ناظم الاطباء). و رجوع به مورس شود.
مکرسةلغتنامه دهخدامکرسة. [ م ُ رَ س َ / م ُ ک َرْ رَ س َ ] (ع ص ) قلادة مکرسة؛ قلاده ای که مروارید و مهره ٔ آن در رشته ای کشیده سپس آن هر دو را یک جا کرده با مهره های کلان ضم کنن