رمزگردانیcode switchingواژههای مصوب فرهنگستانتغییر از یک زبان یا گویش به زبان یا گویش دیگر در هنگام سخن گفتن یا نوشتن
رمز جریانیstream cipherواژههای مصوب فرهنگستاننوعی رمز متقارن که در آن با تولید رشتهای از بیتها به نام جریانکلید و ترکیب آن با متن اصلی رمزگذاری انجام میشود
رمزفرهنگ مترادف و متضاد۱. استعاره، اشاره، ایما، سمبل، کنایه، نکته، نماد، نمون ۲. راز، سر ۳. فن، قلق، لم
رمزلغتنامه دهخدارمز. [ رَ ] (ع مص ) اشارت کردن به لب یا به ابرو یا به چشم . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). به لب یا به چشم یا به ابرو یا به دهن یا به دست یا به زبان اشارت کردن
رمزلغتنامه دهخدارمز. [ رَ / رُ / رَ م َ ] (ع اِ) اشاره یا ایماء. ج ، رموز. (از اقرب الموارد). اشارت به دست یا به چشم یا به ابرو یا به لب . (دهار). به لب یا چشم یا به ابرو یا به
ارتباطات نورمرئیvisible light communications, light fidelity, LI-FIواژههای مصوب فرهنگستانسامانة ارتباطات بیسیم که اطلاعات را از طریق مدولهسازی با نور مرئی برای چشم انسان انتقال میدهد اختـ . ارنوم VLC