رنةلغتنامه دهخدارنة. [ رَن ْ ن َ ] (ع مص ) فریاد کردن . رنت القوس ؛ یعنی بانگ کرد کمان . (از منتهی الارب ). رَنین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
رنةلغتنامه دهخدارنة. [ رُن ْ ن َ ] (ع اِ) نام جمادی الاَّخرة. (از معجم متن اللغة). رُنّی ̍. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه ) (منتهی الارب ). رجوع به رُنّی ̍ شود.
رنةلغتنامه دهخدارنة. [ رَن ْ ن َ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب ). صوت . (از اقرب الموارد). صوتی که از فرح یا حزن باشد. ج ، رَنّات . (از معجم متن اللغة). || آواز گریه در حلق بازگر
رنوةلغتنامه دهخدارنوة.[ رَن ْ وَ ] (ع اِ) پاره ٔ گوشت . ج ، رَنَوات . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). لحمة. (از اقرب الموارد).
ورنةلغتنامه دهخداورنة. [ وَ ن َ ] (ع اِ) نام ماه ذی قعده . (منتهی الارب ). اسم ذی القعده است نزد قدماء. (از اقرب الموارد).
رنوناةلغتنامه دهخدارنوناة. [ رَ ن َ ] (ع ص ) کأس رَنَوْناة، علی فَعَلْعَلة؛ کاسه ای که پیوسته بر شرب باشد. ج ، رَنَوْنَیات . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الکأس الدائمة علی الشرب .
پالایة رنگcolour filterواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای که امواج نور با طولِموجهای خاصی را از خود عبور نمیدهد متـ . صافی رنگ متـ . پالایة نور light filter