رنجقانلغتنامه دهخدارنجقان . [ رَ ج ِ ] (اِخ ) دهی است کوچک از دهستان رباطات بخش خرانق شهرستان یزد. دارای 15 تن سکنه ٔ شیعه و فارسی زبان می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
رنجفرهنگ مترادف و متضادآزار، اضطراب، الم، اندوه، بلا، تعب، داء، درد، دشواری، زجر، زحمت، سختی، عذاب، غم، کد، گرفتاری، محنت، مرارت، مشقت، مصیبت، ملال، نکبت
رنجدیکشنری فارسی به انگلیسیaffliction, discomfort, distress, misery, pain, pathy _, rack, suffering, torment, torture, travail, tribulation