راحت جانلغتنامه دهخداراحت جان . [ ح َ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شادی روح . (آنندراج ). آسایش روان : ای جفت دل من ، از تو فردم وی راحت جان ز تو بدردم . سوزنی .و رجوع به راحة شود
راحت انگیزلغتنامه دهخداراحت انگیز. [ ح َ اَ ] (نف مرکب ) شادی بخش . (آنندراج ). برانگیزنده ٔ آسایش . راحت بخش : بیا ساقی آن راحت انگیز روح بده تا صبوحی کنم در صبوح .نظامی .
پیکان خط راستگرد،پیکان راستگردright traffic lane arrowواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پیکان در خطکشی که در یک خط عبور فقط جریان گردش به راست را مجاز میداند
پروانۀ راستگردright-hand propellerواژههای مصوب فرهنگستانپروانهای که طراحی آن طوری است که برای حرکت شناور بهسمت جلو بهسمت راست میگردد