اتاق درحالتعویضon-change, vacant/dirty, VDواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که مهمان آن را تحویل داده، اما هنوز نظافت نشده است و آمادة پذیرش مهمان نیست متـ . درحالتعویض
حجم توزیعvolume of distribution, V, Vdواژههای مصوب فرهنگستانحجم فرضی از مایعی که لازم است تمام مقدار دارو را در بدن به همان غلظتی که پس از رسیدن به تعادل در پلاسما وجود دارد برساند
ریچموندلغتنامه دهخداریچموند. [ مُن ْ ] (اِخ ) شهری است در ایالات متحده ٔ آمریکای شمالی ، کرسی ایالت ویرجینیا در ساحل رود جیمز (ساحل اقیانوس اطلس ) که 230300 تن سکنه دارد. مرکز صنعت
کریم وندلغتنامه دهخداکریم وند. [ ک َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد.جلگه و سردسیر است . 220 تن سکنه دارد. ساکنین از طایفه ٔ جوادی هستند. (از فرهنگ ج
دبوا ریموندلغتنامه دهخدادبوا ریموند. [ دُ بو آ م ُ ] (اِخ ) امیل . فیزیولوژیست آلمانی متولد به سال 1818 در برلین و متوفی به سال 1896 م .
مندوریلغتنامه دهخدامندوری . [ م َ ] (حامص ) اندوهناکی . غمناکی . غمگینی . درماندگی : بهار خرم نزدیک آمد از دوری به شادکامی نزدیک شو نه مندوری . جلاب (از لغت فرس چ اقبال ص 144).رجو
دی . وی . دی .فرهنگ انتشارات معین[ انگ D.V.D . ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان می دهد.