اتاق درحالتعویضon-change, vacant/dirty, VDواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که مهمان آن را تحویل داده، اما هنوز نظافت نشده است و آمادة پذیرش مهمان نیست متـ . درحالتعویض
حجم توزیعvolume of distribution, V, Vdواژههای مصوب فرهنگستانحجم فرضی از مایعی که لازم است تمام مقدار دارو را در بدن به همان غلظتی که پس از رسیدن به تعادل در پلاسما وجود دارد برساند
ریجابلغتنامه دهخداریجاب . (اِ مرکب ) رافد. رافده . ساعده . آبراهه . ریزاب .(یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
ریجابلغتنامه دهخداریجاب . (اِخ ) دهی از بخش کرند شهرستان شاه آباد. دارای 550 تن سکنه . محصول عمده ٔ آنجا میوه و غلات و حبوب و توتون و لبنیات و انجیر و انار و گردوی آن به فراوانی
ریجابلغتنامه دهخداریجاب . (اِخ ) یکی از دهستانهای کرند شهرستان شاه آباد و آن از سه ده ریجاب ، یاران و زرده ، تشکیل شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). رجوع به ریجاب (دهی از
خاوری ابیوردیلغتنامه دهخداخاوری ابیوردی . [ وَ ی ِ اَ وَ ] (اِخ ) تخلص یکی از شعرای ابیورد است که بعدها «سودائی » تخلص کرد. در حبیب السیر شرح حال او چنین آمده است :«از ولایت ابیورد بود و
پرخاشگری ابزاریinstrumental aggression, operant aggressionواژههای مصوب فرهنگستانعمل خصمانۀ معطوف به تصاحب یا بازپسگیری شیء یا قلمرو یا امتیازی ویژه
پرخاشگری جابهجاشدهdisplaced aggressionواژههای مصوب فرهنگستانتغییر جهت خصومت از منبع ناکامی یا خشم بهسوی خویش یا یک فرد یا موضوع دیگر
ابوجریج راهبلغتنامه دهخداابوجریج راهب . [ اَ ؟ ] (اِخ ) ابن ابی اُصیبعه او را از اطبای صدر اسلام می شمرد و رازی در حاوی و ابن بیطار در 25 موضع از کتاب مفردات در شرح دند و اقسام وی نام ا
دی . وی . دی .فرهنگ انتشارات معین[ انگ D.V.D . ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان می دهد.