اتاق درحالتعویضon-change, vacant/dirty, VDواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که مهمان آن را تحویل داده، اما هنوز نظافت نشده است و آمادة پذیرش مهمان نیست متـ . درحالتعویض
حجم توزیعvolume of distribution, V, Vdواژههای مصوب فرهنگستانحجم فرضی از مایعی که لازم است تمام مقدار دارو را در بدن به همان غلظتی که پس از رسیدن به تعادل در پلاسما وجود دارد برساند
ریوسلغتنامه دهخداریوس . [ ری وَ ] (اِخ ) دهی از بخش بمپور شهرستان ایرانشهر. دارای 500 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول عمده ٔ آنجا غلات و خرما و برنج و لبنیات وراه آن شوسه است .
کریوسلغتنامه دهخداکریوس . [ ک َ ی ِ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باسک بخش سردشت شهرستان مهاباد، کوهستانی و جنگلی و معتدل است و 249 تن سکنه دارد. از رودخانه ٔ زاب کوچک مشروب میشو
ریگ سیستانلغتنامه دهخداریگ سیستان . [ گ ِ ] (اِخ ) اندر بیابان کرکس کوه ریگی است [ که ] از گرد سیستان برآید آن را ریگ سیستان خوانند. (حدود العالم ).
ریگستانلغتنامه دهخداریگستان . [ گ ِ ] (اِ مرکب ) ریگزار. (ناظم الاطباء). ریگ . جای ریگ ناک . ریگ بوم . رمل . (یادداشت مؤلف ) : روی در آن ریگستان آوردم و روان شدم . (انیس الطالبین
ریگستانلغتنامه دهخداریگستان . [ گ ِ ] (اِخ ) نام محلی بوده که بخارا از یک سو بدان محدود بوده است . رجوع به احوال و اشعاررودکی ج 1 ص 60، 89، 93، 96، 99 و 285 شود.
ریوسازلغتنامه دهخداریوساز. [ وْ ] (نف مرکب ) مکار. حیله گر. (از یادداشت مؤلف ) : چو رشک آورد آب و گرم و نیازدژآگاه دیوی بود ریوساز.فردوسی .یکی نامه بنویس ای خوشنوازکه ای بیخرد رو
خط رقمی مشترک بسیارپرسرعتvery-high-bit-rate digital subscriber line, very high-speed digital subscriber lineواژههای مصوب فرهنگستاننوعی فنّاوری خط رقمی مشترک نامتقارن که در آن از یک جفت سیم مسی استفاده میشود و نرخ دادهای فروسوی آن از 13 کیلوبیت تا 52 کیلوبیت و نرخ دادهای فراسوی آن از 5/1
دی . وی . دی .فرهنگ انتشارات معین[ انگ D.V.D . ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان می دهد.