اتاق درحالتعویضon-change, vacant/dirty, VDواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که مهمان آن را تحویل داده، اما هنوز نظافت نشده است و آمادة پذیرش مهمان نیست متـ . درحالتعویض
حجم توزیعvolume of distribution, V, Vdواژههای مصوب فرهنگستانحجم فرضی از مایعی که لازم است تمام مقدار دارو را در بدن به همان غلظتی که پس از رسیدن به تعادل در پلاسما وجود دارد برساند
ریونجلغتنامه دهخداریونج . [ ری وَ ] (اِ) رستنیی که ریباس نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به ریواس شود.
ریونجلغتنامه دهخداریونج . [ ری وَ ] (اِخ ) قریه ای است از قراء نیشابور. (از معجم البلدان ) (از یادداشت مؤلف ).
کریونلغتنامه دهخداکریون . [ ک َ ] (اِ) دوایی است بسیار تلخ و آن را قنطوریون دقیق خوانند. زهر مجموع گزندگان را نافع است . (آنندراج ) (برهان ). گیاهی دوایی که قنطوریون گویند. (ناظم
کریونلغتنامه دهخداکریون . [ ک ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است نزدیک اسکندریه . (منتهی الارب ). || نهری است در مصر منشعب از نیل . (معجم البلدان ).
گریونلغتنامه دهخداگریون . [ گ َ ری وَ ] (اِ) علتی است که آن را به هندی داد و به عربی قوبا گویند. (برهان ) (آنندراج ). بریون . (رشیدی ).
ریجنلغتنامه دهخداریجن . [ ج َ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان کاشان . دارای 220 تن سکنه است و آب آن از قنات و محصول عمده ٔ آنجا غلات و پنبه و تنباکو و صیفی و صنایع دستی زنان ق
دی . وی . دی .فرهنگ انتشارات معین[ انگ D.V.D . ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان می دهد.