اتاق درحالتعویضon-change, vacant/dirty, VDواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که مهمان آن را تحویل داده، اما هنوز نظافت نشده است و آمادة پذیرش مهمان نیست متـ . درحالتعویض
حجم توزیعvolume of distribution, V, Vdواژههای مصوب فرهنگستانحجم فرضی از مایعی که لازم است تمام مقدار دارو را در بدن به همان غلظتی که پس از رسیدن به تعادل در پلاسما وجود دارد برساند
ریوشلغتنامه دهخداریوش . [ ری وَ ] (اِخ ) مرکز بخش ریوش شهرستان کاشمر. دارای 1781 تن سکنه . آب آن از رودخانه و قنات و محصول عمده ٔ آنجا غلات و میوه و پنبه و ابریشم است و بخشداری
ریوشلغتنامه دهخداریوش . [ ری وَ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای تابعه ٔ شهرستان کاشمر، دارای دو دهستان و 28 آبادی و در حدود 15427 تن جمعیت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ریگ شویلغتنامه دهخداریگ شوی . (نف مرکب ) ریگ شو. کسی که می شوید ریگهای آمیخته به ذرات طلا را. (ناظم الاطباء). || (اِمص مرکب ) شستن ریگ تا خرده ٔ زر و نقره از آن حاصل کنند. (از غیاث
ریگ شوییلغتنامه دهخداریگ شویی . (حامص مرکب ) خاک شویی . خاک شوری . خاک بیزی . شستن ریگ زرگری . (آنندراج ). شستن ریگ تا خرده ٔ زر و نقره از آن حاصل کنند. (از غیاث اللغات ).
جری شدنلغتنامه دهخداجری شدن . [ ج َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دلیر شدن . جسور شدن . گستاخ گردیدن . رجوع به جری شود.
دی . وی . دی .فرهنگ انتشارات معین[ انگ D.V.D . ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان می دهد.