اتاق خالی مرتبvacant/clean, VCواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که خانهدار آن را نظافت کرده، اما برای فروش هنوز بازبینی نشده و به تأیید سرپرست یا مدیر نرسیده است متـ . خالی مرتب
رزةلغتنامه دهخدارزة. [ رَزْ زَ ] (ع اِ) زرفین در. (منتهی الارب ). رزه و زرفین در. (ناظم الاطباء). حلقه که بر آستین در باشد. (فرهنگ جهانگیری ). حلقه ٔ آهنی که قفل را بدان بندند.
جرزةلغتنامه دهخداجرزة. [ ج َ زَ ] (ع اِ) هلاک . یقال : رماه اﷲ بجرزة؛ ای بهلاک . (اقرب الموارد) (المنجد).
جرزةلغتنامه دهخداجرزة. [ ج ِ رَ زَ ] (ع اِ) ج ِ جرز، به معنی گرز آهنی . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (متن اللغة). رجوع به جرز شود.
جرزةلغتنامه دهخداجرزة. [ ج ِ زَ ] (ع اِ) نوعی از لباس زنان که از کرک و پوست گوسفند است . (از متن اللغة). و در تداول امروز نوعی خاص از لباس است که از پشم و مانند آن باشد. (از حاش
جرزةلغتنامه دهخداجرزة. [ ج ُ زَ ] (ع اِ) دسته و بافه ٔ ینجه . (ناظم الاطباء). بند اسپست و مانند آن . (منتهی الارب ). بند و دسته ٔ اسپست و مانند آن . (از اقرب الموارد). و در تداو
وی .سی .دیفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]V.C.D (اِ.) 1 - نوعی دیسک فشرده که تصویر و صدا بر روی آن قابل ضبط و پخش است ، ویدیو سی دی .