اتاق خالی مرتبvacant/clean, VCواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که خانهدار آن را نظافت کرده، اما برای فروش هنوز بازبینی نشده و به تأیید سرپرست یا مدیر نرسیده است متـ . خالی مرتب
رزومهواژهنامه آزادخلاصه تجربیات, خلاصه, حاصل, چکیده کلام ؛ (عرف کلامی در ایران) آنچه کسی برای شناساندن پیشینۀ کاریِ خود ارائه می دهد (می گوید یا می نویسد) (شرح سوابق، مشخصات و
مهرورزلغتنامه دهخدامهرورز. [ مِهْرْ وَ ] (نف مرکب ) بامهر. عطوف . دوستی ورزنده . دوست : گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید.حافظ.
وی .سی .دیفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]V.C.D (اِ.) 1 - نوعی دیسک فشرده که تصویر و صدا بر روی آن قابل ضبط و پخش است ، ویدیو سی دی .