رژدلغتنامه دهخدارژد. [ رَ ] (ص ) به معنی رزد است . (از شعوری ج 2 ص 4). بسیارخوار. (ناظم الاطباء) (از لغت فرس اسدی ) (فرهنگ جهانگیری ) (برهان )(آنندراج ). بسیارخواره . رزد. (از
رژدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پرخور؛ بسیارخوار.۲. حریص: ◻︎ ز دیدار خیزد هزار آرزوی / ز چشم است گویند رژدی گلو (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۱۰۷).
رژدیلغتنامه دهخدارژدی . [ رَ ] (حامص ) بسیارخواری . (لغت فرس اسدی نسخه ٔ کتابخانه ٔ نخجوانی ). صفت رژد. عمل رژد. دلگی . (یادداشت مؤلف ) : ز دیدارخیزد هزار آرزوی ز چشم است گویند
ژرژ دوملغتنامه دهخداژرژ دوم . [ ژُ ژِ دُوْ وُ ] (اِخ ) (جرج دوم ) پادشاه انگلیس فرزند ژرژ اول . وی بسال 1683 در هانور متولد شد و بسال 1760 م . در کنسینگتن درگذشت .
ژرژ دوملغتنامه دهخداژرژ دوم . [ ژُ ژِ دُوْ وُ ] (اِخ ) نام پادشاه یونان . پسر بزرگ کنستانتین شاه یونان و ملکه ٔسوفی شاهزاده ٔ پروس . مولد سال 1890 م . در تاتوئی .
ژرژ دوملغتنامه دهخداژرژ دوم . [ ژُ ژِ دُوْ وُ ] (اِخ ) وسولودویچ . نام امیر ولادیمیرو سوزدال و امیر روسیه . مولد میان سالهای 1187 و 1189 و وفات بسال 1238 م .