وافشار هفتیv-shaped depressionواژههای مصوب فرهنگستانکمفشار یا ناوهای بر روی نقشۀ سطح زمین که خطوط همفشار آن هفتیشکل است و معمولاً رأس هفت رو به استوا است
شنوایینگارة نعلیU-shaped audiogram,cookie bite audiogram,scoop audiogram,bowl audiogram,V-shaped audiogram,saddle curve, dipper curve,trough curve, U-shaped curveواژههای مصوب فرهنگستانشنوایینگارهای که در آن کمشنوایی در بسامدهای میانه بیشتر از بسامدهای بالا و پایین است
رجسلغتنامه دهخدارجس . [ رَ ج ِ ] (ع اِمص ) رِجْس . پلیدی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). گندگی . (از اقرب الموارد). رجوع به رِجْس و رَجَس شود.
رجسلغتنامه دهخدارجس . [ رَ ج َ ] (ع اِمص ) رِجْس . پلیدی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). گندگی .(از اقرب الموارد). و رجوع به رِجْس و رَجِس شود.
رجسلغتنامه دهخدارجس . [ رَ ج َ ] (ع مص ) رجاسة. کار زشت کردن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || پلید گردیدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). پلید شدن . (دهار) (تاج
رجسلغتنامه دهخدارجس . [ رَ ] (ع حامص ) سخت غریدن آسمان : رجست السماء رجساً. (ناظم الاطباء). سخت غریدن ابر و جنبیدن : رجست السماء. (از آنندراج ) (از اقرب الموارد)(منتهی الارب )
روسلغتنامه دهخداروس . (اِ) مخفف روپاس پهلوی . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). روباه . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به روباه شود.
روسلغتنامه دهخداروس . (اِخ ) از پسران یافث بن نوح بود. (از تاریخ گزیده چ لیدن ص 28). و رجوع به یافث شود.
روسلغتنامه دهخداروس . (اِخ ) در استی اوریسگ ، در گیلکی اورس ، نام قوم ساکن روسیه . بخش اعظم ملت روسیه از لحاظ نژاد به دو دسته ٔ بزرگ تقسیم می شوند: خانواده ٔ هندواروپایی و خانو
روسلغتنامه دهخداروس . (اِخ ) نام ملکی وسیع در اقلیم ششم و هفتم . (غیاث اللغات ). ناحیتی است که مشرق وی کوه بجناک است و جنوب وی رود روتا است و مغرب وی صقلاب است و شمال وی ویرانی
ساییدنگویش خلخالاَسکِستانی: pesu.e دِروی: su.en شالی: su.an کَجَلی: su(v).an کَرنَقی: disiyan کَرینی: suan کُلوری: suan گیلَوانی: sundi لِردی: âxarəsan
گرسنه شدنگویش کرمانشاهکلهری: werse: bün گورانی: werse: bɪn سنجابی: werse: bün کولیایی: werse: bün زنگنهای: werse: bün جلالوندی: vsne: bɪn زولهای: werse: bün کاکاوندی: vsne: bɪn هوز