روفرشیلغتنامه دهخداروفرشی . [ ف َ ] (ص نسبی مرکب ، اِ مرکب ) آنچه روی فرش اندازند تازه و تمیز ماندن فرش را. (یادداشت مؤلف ). پارچه ای از پشم و کتان یا پنبه که بر روی فرش اطاق گست
روفرشیفرهنگ انتشارات معین(فَ) (ص نسب .) 1 - پارچه ای که روی فرش می گسترند تا از تابش آفتاب در امان باشد. 2 - دم پایی یا کفش راحتی که در خانه به پا کنند.
فرشیدورلغتنامه دهخدافرشیدور. [ ف َ شیدْ وَ ] (اِخ ) فرشیدورد. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به فرشیدورد شود.