سرعت واماندگیstall speed, stalling speed, Vsواژههای مصوب فرهنگستانسرعتی که در آن زاویۀ حمله بهصورتی است که نیروی بَرار سطح بال از بین میرود
کُرْسِيُّهُفرهنگ واژگان قرآنتختش (کلمه کرسي از ماده کاف - راء - سين گرفته شده که به معناي به هم وصل کردن اجزاي ساختمان است و اگر تخت را کرسي خواندهاند به اين جهت بوده که اجزاي آن به دست ن
اُرُسى آجدارگویش بختیارینوعى کفش چرمى [کف آن را کوکهاىبسیار نزدیک به هم با نخ تابیده ضخیم مىزنند بهطورى که قطر تخت کفشحدود سه میلىمتر افزایش مىیابد و بردوام کفش مىافزاید.]
راچبورگ سئهلغتنامه دهخداراچبورگ سئه . [ س ِ ءِ ] (اِخ ) یعنی دریاچه راچبورگ و آن دریاچه ای است در آلمان که در میان لاونبورگ و مکلنبورگ قرا دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).