روم غربیلغتنامه دهخداروم غربی . [ م ِ غ َ ] (اِخ ) قسمت غربی روم بزرگ که بر اثر تجزیه ٔروم پس از مرگ تئودسیوس اول بوجود آمد (395 م .). روم غربی در 476 م . به دست ژرمنها بکلی منقرض ش
رؤوملغتنامه دهخدارؤوم . [ رَ ئو ] (ع ص ) ماده شتر مهربان بر بچه و بر پوست آن . (ناظم الاطباء). شتر ماده ٔ مهربان بر بچه و بر آن پوست . (منتهی الارب ). || گوسپند انس گرفته که جا
روملغتنامه دهخداروم . (اِخ ) سوره ٔ سی ام از قرآن کریم ، مکیه . و آن شصت آیه است ، پس از عنکبوت و پیش از لقمان . (یادداشت مؤلف ).
روملغتنامه دهخداروم . (اِخ ) کوه معروفی است در بلاد واسعه ای که آن را به صورت بلادالروم آرند. (از معجم البلدان ). و رجوع به روم شود.
روملغتنامه دهخداروم . [ رَ ] (ع اِ) روم . نرمه ٔ گوش . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به روم شود. || (اصطلاح تجوید) حرکتی است خفی یعنی حرکتی را جهت تخفیف میان
روملغتنامه دهخداروم . [ رَ ] (ع مص ) خواستن و جستن . (منتهی الارب ). طلب کردن و خواستن چیزی را. (ناظم الاطباء). جستن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (یادداشت مؤلف ).
راهآبگویش خلخالاَسکِستانی: gəvl دِروی: âva râ/ gәvl شالی: âva râ کَجَلی: owa râh کَرنَقی: âva râ کَرینی: âva râ کُلوری: âva râ گیلَوانی: gəvl لِردی: ova râ
پادتن حبهایdomain antibody, dAbواژههای مصوب فرهنگستانتکهای از پادتن به طول حدوداً 110 آمینواسیدی که دستکاری شده تا بتواند فقط شامل اولین حلقۀ پپتیدی حبۀ زنجیرۀ سنگین (ناحیۀ VH) و نیز زنجیرۀ سبک (ناحیۀ VL) باشد،