رونشلغتنامه دهخدارونش . [ ن ِ ] (حامص ) رانش . در تداول عامه ، اسهال . اسم از رفتن به معنی اطلاق و اسهال . (یادداشت مؤلف ). پیچا. و رجوع به رانش شود.
کر نشستنلغتنامه دهخداکر نشستن . [ ک ُ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) در تداول عامه ، انکار کردن مال کسی که نزد او به امانت یا دین بوده است . مالی را به وام گرفتن و اظهار افلاس یا انکار کر