رونوشتتنtranscriptosomeواژههای مصوب فرهنگستانهمتافتی از پروتئینها که در رونویسی یک ژن نقش فعال دارد
رؤونلغتنامه دهخدارؤون . [رُ ئو ] (ع اِ) ج ِ رون . (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) . رجوع به رون شود.