روهینالغتنامه دهخداروهینا. (اِ) به معنی روهنی است که آهن و فولاد جوهردار باشد و آنچه از آن سازند روهنی گویند نه روهنایی ، و روهینیا بدو یا حطی هم به نظر رسیده است . (انجمن آرا) (ا
روهینافرهنگ نامها(تلفظ: ruhinā) (در قدیم) آهن و فولاد جوهردار ، جنسی از پولاد قیمتی ، آهن گوهر دار ، گوهر آهن .
جرکلغتنامه دهخداجرک . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حرجنداز بخش مرکزی شهرستان کرمان . این ده در شصت وهفت هزارگزی شمال کرمان و دوهزارگزی جنوب راه شهداد به راورقرار دارد و محل
جرکلغتنامه دهخداجرک . [ ج ُ ] (ع اِ) دشت و صحرا و بیابان باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بیابان . (جهانگیری ) .
جرجلغتنامه دهخداجرج . [ ج َ رَ ] (ع مص ) جنبان گردیدن انگشتری در انگشت بجهت فراخی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || قلق واضطراب پیدا کردن . (از متن
جرجلغتنامه دهخداجرج . [ ج َ رِ ] (ع ص ) بی آرام و جنبنده . (آنندراج ). مضطرب و جنبان . (از متن اللغة): وشاح جرج ؛ حمیل جنبان و فراخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).