دستیار مجازیvirtual assistant, VAواژههای مصوب فرهنگستانمتخصص برخطی که در هر نقطه از جهان میتواند مستقر باشد و خدمات رسانهای اجتماعی و مدیریتی و فنّی و ابتکاری را ساعتبهساعت در اختیار شرکتها بگذارد
روشوییلغتنامه دهخداروشویی . (حامص مرکب ) شستن صورت . شستشوی رخسار. || (اِ مرکب ) روشوری . ظرف یادوش و دستگاهی که برای شستن دست و صورت نصب کنند.
اتاق با روشوییroom with cold and hot running waterواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که دارای روشویی با آب لولهکشی گرم و سرد است
روش همآییcollocation methodواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای انتخاب جواب تقریبی یک معادلة دیفرانسیل یا معادلة انتگرالی که در نقاط همایند مفروضی صدق کند
واگویش بختیاری1. با، همراه vâ to>:با تو، همراه تو> ؛ 2. باز dar-e vâ kon>:در را باز کن> ؛ 3. گشاد،فراخ sinula dar vâ>:کوزهدرگشاد> .
بادگویش خلخالاَسکِستانی: vâ دِروی: vâ شالی: vâ کَجَلی: vâ کَرنَقی: bâd کَرینی: bâd کُلوری: vâ گیلَوانی: vâ لِردی: bâhâd