روژیناواژهنامه آزادروشنایی اول صبح، اول روز، سپیده صبح، صبح روشن، پاکی و روشنایی خورشید مادر مانند روز تابناک ، درخشنده،اسم کردی روشنایی بخش، مانند روز
روژینافرهنگ نامها(تلفظ: ružinā) (کردیـ فارسیـ فارسی) [روژ=روز+ین(پسوند نسبت)+ا(پسوندنسبت)]، منسوب به روز ، ← روژین .
اورژینالفرهنگ انتشارات معین(اُ) [ فر. ] (ص .) 1 - هر چیز اصل یا اصیل که تکثیر یا مشابه سازی شود، نسخة اصلی . 2 - هر چیز بدیع و نو که سابقه نداشته باشد، اولین ، نخستین ، اصیل .
کروژلغتنامه دهخداکروژ. [ ک ُ ] (اِ) کروز. (ناظم الاطباء). نشاط باشد. (فرهنگ اسدی ). طرب . شادی . (صحاح الفرس ) : قارون نکرد شادی چندان بنعمتش کز بهر... خواجه کنی تو همی کروژ. من
رژلغتنامه دهخدارژ. [ رَ ] (اِ) خشم وغضب و قهر و کین . (ناظم الاطباء). خشم و غضب و تهور.(از شعوری ج 2 ص 7). || ملامت . (آنندراج ).
روژلغتنامه دهخداروژ. [ رُژ ] (اِ) ماده ای سرخ رنگ که زنان به لب مالند. (فرهنگ فارسی معین ). || (ص ) سرخ . قرمز: پودر روژ. (فرهنگ فارسی معین ).