روچهلغتنامه دهخداروچه . [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش سمیرم بالا از شهرستان شهرضا واقع در 25هزارگزی باختر سمیرم و 10هزارگزی راه مالرو چهارراه به سمیرم . دارای 100 تن سکنه ا
روچهلغتنامه دهخداروچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ) غوره ٔ خرما و خرمای پیش رس . (ناظم الاطباء). || در تداول مردم جنوب خراسان (گناباد) بر میوه ٔ پیشرس مانند انگور و شفتالو و جز اینها اطل
کَرَّهَفرهنگ واژگان قرآنمکروه کرد - مورد تنفر قرار داد (معناي مکروه کردن کفر و فسوق و عصيان در عبارت "کَرَّهَ إِلَيْکُمُ ﭐلْکُفْرَ وَﭐلْفُسُوقَ وَﭐلْعِصْيَانَ"اين است که دلهاي شما را ط
کَرِهَفرهنگ واژگان قرآنخوشش نيامد - خوش نداشت - کراهت داشت (کلمه کره - به فتحه کاف - به معناي مشقتي است که از خارج و به اکراه و اجبار ديگران بر آدمي تحميل شود ، ولي کلمه کره - به ضمه
کَرِهَفرهنگ واژگان قرآنخوشش نيامد -خوش نداشت -کراهت داشت(کلمه کره - به فتحه کاف - به معناي مشقتي است که از خارج و به اکراه و اجبار ديگران بر آدمي تحميل شود ، ولي کلمه کره - به ضمه کاف
بسته شدنگویش خلخالاَسکِستانی: da.vast.e دِروی: da.v.end.is.en شالی: da.vand.isan کَجَلی: b.and.ist.an کَرنَقی: dəvassa b.an کَرینی: arabiy.an کُلوری: davandis.an گیلَوانی: davand