روجالغتنامه دهخداروجا. (اِخ )دهی است از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار واقع در 16هزارگزی جنوب غربی شهسوار و 5هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ شهسوار به رامسر. در دشت واقع است و هوایی معتدل
روجافرهنگ نامها(تلفظ: rojā) (کردی ـ فارسی) [روج (کردی) = روز ، آفتاب + ا (پسوند نسبت)] ، منسوب به روج ؛ (به مجاز) زیبا روی و آفتاب چهره ؛ روجا نام دهی در تنکابن ، + ن .ک. روزا
روالغتنامه دهخداروا. [ رِ ] (اِ) بارداری . برومندی . || فراوانی . بسیاری . (از اشتینگاس ) (ناظم الاطباء).
رجاًلغتنامه دهخدارجاً. [رَ جَن ْ ] (ع مص ) بازایستادن از سخن . رجی عن الکلام .(از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || بند شدن سخن از کسی : رجی علیه (مجهولاً). (منتهی الارب ).
پادتن حبهایdomain antibody, dAbواژههای مصوب فرهنگستانتکهای از پادتن به طول حدوداً 110 آمینواسیدی که دستکاری شده تا بتواند فقط شامل اولین حلقۀ پپتیدی حبۀ زنجیرۀ سنگین (ناحیۀ VH) و نیز زنجیرۀ سبک (ناحیۀ VL) باشد،