عطالةلغتنامه دهخداعطالة. [ ع َ / ع ُ ل َ / ل َ ] (اِخ ) کوهی است مر بنی تمیم را. (منتهی الارب ). کوهی است بزرگ در دیار بنی سعد. و گویند کوهی است از آن بنی تمیم . و برخی آن را کوه
عطالةلغتنامه دهخداعطالة. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) باطل شدن و بیکار شدن . (از اقرب الموارد). بیکاری و معطلی . (از آنندراج ). عطالت . و رجوع به عطالت شود.
قشلاق عطالولغتنامه دهخداقشلاق عطالو. [ ق ِ ع َ ] (اِخ ) قشلاقی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در 30 هزارگزی شمال خاوری خداآفرین و 1هزارگزی راه ارابه رو اصلاندوز به لاریج