عطلةلغتنامه دهخداعطلة. [ ع َ طِ ل َ ] (ع ص ) شتر نیکواندام . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || شترماده ٔ گزیده . (منتهی الارب ). ناقه ٔ صفی ّ و برگزیده . (از اقرب الموارد). || گ
عطلةلغتنامه دهخداعطلة. [ ع ُ ل َ ] (ع اِمص ) بیکاری ، اسم است تعطل را. (منتهی الارب ). بیکاری . (دهار). باقی ماندن بدون عمل و کار. (از اقرب الموارد). عطلت . رجوع به عطلت شود. ||
کعطلةلغتنامه دهخداکعطلة. [ ک َ طَ ل َ ] (ع مص ) سخت دویدن . || آهسته دویدن . از اضداد است . || دراز کشیدن و دست یازیدن . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
کعطللغتنامه دهخداکعطل . [ ک َ طَ ] (ع مص ) بازداشتن کسی را از اراده اش . (از تاج العروس ) (از تاج المصادر بیهقی ).
کعطللغتنامه دهخداکعطل . [ ک َ طَ] (ع ص ) دراز کشنده و دست یازنده . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ).- اسد کعطل ؛ شیر یازنده . (منتهی الارب )
عطللغتنامه دهخداعطل . [ ع َ طَ ] (ع اِمص ) خالی بودن اززیور و حلی ، و گاهی در مطلق خالی بودن از هر چیزی به کار رود. (از اقرب الموارد). خالی . (منتهی الارب ). || (اِ) کالبد. (من