عفقةلغتنامه دهخداعفقة. [ ع َ ق َ ] (ع اِ) غیبت . (منتهی الارب ). اسم المرة است مصدر عفق را. غیبت . (از اقرب الموارد). || بازیی است که در آن خاک گرد آورند. (منتهی الارب ) (از اقر
عفقلغتنامه دهخداعفق . [ ع َ ] (ع مص ) غائب گردیدن بر سر خود سپس آن بازآمدن . (از منتهی الارب ). غایب شدن . (از اقرب الموارد). || بسیار زدن کسی را به تازیانه . (از منتهی الارب )
عفقلغتنامه دهخداعفق . [ ع ُف ُ ] (ع اِ) مگس . (منتهی الارب ). || گرگهایی که نمی خوابند و نمی خوابانند. (از اقرب الموارد).
عفوقلغتنامه دهخداعفوق . [ ع ُ ] (ع مص ) پریشان و متفرق شدن شتران در چراگاه بعد گذاشتن در آن و بر سر خود رفتن آنها. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَفق . رجوع به عفق شود.