سلسلۀ سوم اورUr III periodواژههای مصوب فرهنگستانسومین سلسلۀ پادشاهی در شهر اور که در این دوره اور بر میانرودان و کوهپایههای زاگرس سلطه داشت متـ . امپراتوری سوم اور Ur III empire
عقورلغتنامه دهخداعقور. [ع َ ] (ع ص ) سگ گزنده . (منتهی الارب ). حیوانی که بگزد.(از اقرب الموارد). ضد انوس . ج ، عُقُر : دهر بی منفعت خری است پلیدچرخ بی عافیت سگی است عقور. مسعود
عق گرفتنلغتنامه دهخداعق گرفتن . [ ع ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) حال قی به کسی دست دادن . (از فرهنگ فارسی معین ). تهوع دست دادن . اشکوفه افتادن . || غالباً به معنی مجازی و برای نشان دا
عقوبت کردنلغتنامه دهخداعقوبت کردن . [ ع ُ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بعمل آوردن عقوبت بر کسی . (آنندراج ). مجازات کردن . تنبیه کردن . سیاست کردن . انهاک . تمثیل . تنکیل . تنهکة. معاقبة :
عَقَرَفرهنگ واژگان قرآندست وپا را قطع کرد - نحر نمود (عقر نخله به معناي بريدن آن از بيخ است ، و عقر ناقه به معناي نحر آن است ، و به معناي بريدن دست و پاي آن نيز آمده . )
عَقَرُواْفرهنگ واژگان قرآندست وپا را قطع کردند - نحر نمودند (عقر نخله به معناي بريدن آن از بيخ است ، و عقر ناقه به معناي نحر آن است ، و به معناي بريدن دست و پاي آن نيز آمده . )
کیست (غدة زیرِ پوست)گویش خلخالاَسکِستانی: jəmân دِروی: ur/ vəded شالی: ur کَجَلی: qidid/ ur کَرنَقی: kuralək کَرینی: čipân/ ur کُلوری: ur گیلَوانی: âmâ لِردی: jomâ
غدهگویش خلخالاَسکِستانی: vəded دِروی: vəded شالی: vəded کَجَلی: qidid کَرنَقی: vədad کَرینی: čipân کُلوری: ur گیلَوانی: ur لِردی: vədat
سلسلۀ سوم اورUr III periodواژههای مصوب فرهنگستانسومین سلسلۀ پادشاهی در شهر اور که در این دوره اور بر میانرودان و کوهپایههای زاگرس سلطه داشت متـ . امپراتوری سوم اور Ur III empire
اُریون / اوریونگویش خلخالاَسکِستانی: ur دِروی: luk âmen/ ur شالی: gušangalu کَجَلی: ureyun(uryun) کَرنَقی: ur کَرینی: luka se کُلوری: uryun/ luka se گیلَوانی: luka se لِردی: lukka daji
بیا / نیاگویش خلخالاَسکِستانی: be/ me دِروی: bu/mav شالی: bur/mur کَجَلی: b.ur(e)/ mor کَرنَقی: burə/murə کَرینی: bur/mur کُلوری: burən/ murən گیلَوانی: buri/muri/mayâ لِردی: bur(