عمرةلغتنامه دهخداعمرة. [ ع َ رَ ] (اِخ ) بنت نعمان بن بشر انصاریة. وی همسر مختار ثقفی و از زنان ادیب و شاعر بود. و بسال 67 هَ .ق . به امر مصعب بن زبیردر بین راه کوفه و حیرة بقتل
عمرةلغتنامه دهخداعمرة. [ ع َ رَ ] (ع اِ) آنچه بر سر نهند از عمامه و کلاه و جز آن . || مهره ای که بدان میان سلک مروارید فصل کنند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).- ابوعمرة ؛ کنی
عمرةلغتنامه دهخداعمرة. [ ع َ رَ] (اِخ ) بنت اسعدبن اسامة. از قوم عمالقة. زوجه ٔ اول حضرت اسماعیل (ع ) بود که به امر ابراهیم (ع ) وی راطلاق گفت . رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 1 ص
عمرةلغتنامه دهخداعمرة. [ ع َ رَ ] (اِخ ) بنت افعی . از راویان حدیث بود و از ام سلمة روایت کرد. و عمار ذهبی از او روایت کرده است . (از تاج العروس ).
عمرةلغتنامه دهخداعمرة. [ ع َ رَ ] (اِخ ) بنت حارث خزاعیة. از راویان حدیث از پیغمبر اسلام (ص ). و برادرزاده اش محمدبن حارث از او روایت کرده است . رجوع به الاستیعاب و اعلام النساء
جعمرةلغتنامه دهخداجعمرة. [ ج َ م َ رَ ] (ع مص ) گرد آوردن خر، گوش خود را هنگام گزیدن . منقبض کردن خر اعضاء خود را هنگام حمله و گاز گرفتن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
عمرةالقضالغتنامه دهخداعمرةالقضا. [ ] (اِخ ) نام یکی از غزوات رسول اکرم (ص ) است که در سال 7 هَ .ق . رخ داد. رجوع به قصص الانبیاء و حبیب السیر شود.
عمر بامخرمةلغتنامه دهخداعمر بامخرمة. [ ع ُ م َ رِ م َ رَ م َ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن احمد بامخرمه ٔ شیبانی حمیری . شاعر و از بزرگان حضرموت بود. وی بسال 884 هَ .ق . در شهر هجرین متولد شد. ت
عمرویةلغتنامه دهخداعمرویة. [ ع َ رَ وی ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از معتزله اند.و احکام مذهبی آنان موافق احکام مذهبی واصلیه است ، جز آنکه عمرویه در قضیه ٔ عثمان ، دو طرف منازع را فاسق م
ارزیابی چرخة عمرlife-cycle assessment, LCAواژههای مصوب فرهنگستانارزشگذاری و بررسی اثرات زیستمحیطی یک محصول یا یک خدمت مشخص درطی طول عمر آن