عارجلغتنامه دهخداعارج . [ رِ ] (ع ص ) بالا برآینده . (غیاث اللغات ). || پوشیده و غایب . (منتهی الارب ).
جعارلغتنامه دهخداجعار. [ ج ِ ] (ع اِ) داغی که بر ران چارپایان میگذارند. (آنندراج ). || ریسمانی که آب کش هنگام فرورفتن بچاه یک سر آنرا بر میخی می بندد و سر دیگر آنرا بر کمر. (منت
عارلغتنامه دهخداعار. (ع اِ) عیب و ننگ . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) : تا قیامت آن عار از خاندان ما دور نشود. (تاریخ بیهقی ص 129). || فضیحت و هر چه در آن عیب لا