عبوللغتنامه دهخداعبول . [ ع َ ] (ع اِ) مرگ . (منتهی الارب ).علم است مرگ را. (اقرب الموارد). || (ص ) امراءة عبول ؛ گریان در مرگ فرزند. (اقرب الموارد).
کعب لنگریلغتنامه دهخداکعب لنگری . [ ک َ ب ِ ل َ گ َ ] (اِخ ) نام شخصی است که نهایت حریص در خوردن بود و طمع بسیار داشت (آنندراج ) (غیاث اللغات ).
گرهپیچ عبوری لوزیdiamond carrick bendواژههای مصوب فرهنگستانگرهپیچ عبوری که پیش از کشیده شدن از دو سو شکل لوزی پیدا میکند و تفاوت آن با گرهپیچ عبوری ساده آن است که انتهای آن همبندی نمیشود