عیوقیلغتنامه دهخداعیوقی . [ ع َی ْ یو ] (اِخ ) شاعر دوره ٔ اول غزنوی (اوایل قرن پنجم هجری ). وی معاصر سلطان محمود غزنوی بود. داستان «ورقه و گلشاه » رابنظم درآورد، و مثنوی دیگری ب
جوعیلغتنامه دهخداجوعی . [ ج َ عا ] (ع ص ) مؤنث جوعان . زن گرسنه . (مهذب الاسماء)(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جوعان شود.
عیلغتنامه دهخداعی . [ ع َی ی ] (ع ص ) درمانده در کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). شخصی که درکار خود مانده باشد یا به مراد خود راه نیافته و محکم کردن آن نتوانس
عیلغتنامه دهخداعی . [ ع َی ی ] (ع مص ) بمعنی عُواء است در همه ٔ معانی . رجوع به عُواء و اقرب المواردو منتهی الارب شود. عَوّة. عَویة. || درماندن در کار، یا به مراد خود راه نیاف
عیلغتنامه دهخداعی . [ عی ی ] (ع اِمص ) درماندگی در سخن . ضد بیان . || درماندگی در کار. || راه نیافتن به مراد و عجز از اجرای مراد. || عدم توانایی بر استواری کارها. (ناظم الاطبا