تاریخگذاری فلوئورـ اورانیم ـ نیتروژنF.U.N datingواژههای مصوب فرهنگستاناصطلاحی عام برای توصیف روشهای تاریخگذاری فلوئوری و اورانیمی و نیتروژنی
عِبْرَةًفرهنگ واژگان قرآنعبرت (اصل کلمه عبر به معناي گذرکردن از حالي به حالي است ، و اما عبور تنها ، مختص به گذشتن از آب است ... و اعتبار و عبرة مخصوص به حالتي است که انسان بوسيله آن از
بئر عکرمةلغتنامه دهخدابئر عکرمة. [ ب ِءْ رِ ع ِ رِ م َ ] (اِخ ) چاهی به مکه منسوب به عکرمةبن خالد. (از معجم البلدان ).
کعبورةلغتنامه دهخداکعبورة. [ ک َ رَ ] (ع اِ) هر چیز فراهم آمده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ، کعابیر.
جداکنندة خط عبورlane separatorواژههای مصوب فرهنگستانجداکنندهای فیزیکی بین خطوط حرکتی همجهت برای جلوگیری از تغییر خط خودروها