جنگ نامتعارفunconventional warfare, UW 1واژههای مصوب فرهنگستانطیف وسیعی از عملیات نظامی و شبهنظامی درازمدت که نیروهای بومی معمولاً غیرنظامی آن را به انجام میرسانند و سازماندهی و آموزش و تجهیز و پشتیبانی و هدایت آن بر عه
عُصْبَةِفرهنگ واژگان قرآنگروهي نيرومند و منسجم (جماعتي است که در باره يکديگر تعصب داشته باشند ، و از نظر عدد شامل جماعتي ميشود که از ده کمتر و از پانزده نفر بيشتر نباشد ، بعضي هم بين دو
عصوبةلغتنامه دهخداعصوبة. [ ع ُ ب َ ] (ع مص ) آن را مصدر عَصَبة به حساب آورده اند. (از اقرب الموارد). رجوع به عَصَبة شود.
عصبةلغتنامه دهخداعصبة. [ ع َ ص َ ب َ ] (اِ) ریحانی است که آن را جم اسفرم خوانند، و بعضی گویند لبلاب است که عشق پیچان باشد. (برهان ). جم سفرم است ،و گویند لبلاب است که به یونانی
عصبةلغتنامه دهخداعصبة. [ ع َ ص َ ب َ ] (ع اِ) واحد عَصَب . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عصب شود. || پسران و خویشان نرینه از جانب پدر، و آنان را عصبة بدین جهت نام
عصبةلغتنامه دهخداعصبة. [ ع َ ص َ ب َ / ع ُ ص َ ب َ ] (اِخ ) منزلی است غربی ِ مسجد قبا. مُعَصّب نیز نامند آنرا. (از منتهی الارب ). نام قلعه ای است و آن جایگاهی است در قُباء، و آن
عصبةلغتنامه دهخداعصبة. [ ع ِ ب َ ] (ع اِ) هیئت عمامه بستن . (منتهی الارب ). اسم الهیئة است از فعل اعتصب ، بمعنی بستن عصابة،چون عِمّة است در وزن و معنی . (از اقرب الموارد).