عوةلغتنامه دهخداعوة. [ع َوْ وَ ] (اِخ ) ابن حجیبةبن وهب بن حاضربن وهب بن حرث بن مجزم بن سامةبن لؤی . جدی است جاهلی و بطنی از سامةبن لؤی را تشکیل میدهد که به «عَوّی » مشهور اس
عوةلغتنامه دهخداعوة. [ ع َوْ وَ ] (ع مص ) به معانی مصدر عُواء است . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به عواء شود. || (اِ) آواز و فریاد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ا
جعةلغتنامه دهخداجعة. [ ج َ ع َ ] (ع اِ) بکنی جو. نبیذ جو. (منتهی الارب ). بوزه و آب جو. (ناظم الاطباء). آب جو و آن شراب مسکری است که از جو سازند. نبیذالشعیر. فقاع . مزر. بیره .
عجوةلغتنامه دهخداعجوة. [ ع َج ْ وَ ] (ع مص ) به دیردادن مادر شیر بچه را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب )(آنندراج ). || خرمای پر و درون چسفیده به حجاز. (منتهی الارب ). || خرمائی اس
چوپانگویش کرمانشاهکلهری: u:wânš گورانی: u:wânš سنجابی: u:wânš کولیایی: u:wânš زنگنهای: u:wânš جلالوندی: u:wânš زولهای: u:wânš کاکاوندی: u:wânš هوزمانوندی: u:wânš
آغوزگویش کرمانشاهکلهری: âγu:z گورانی: âγu:z سنجابی: âγu:z کولیایی: âγu:z زنگنهای: âγu:z جلالوندی: âγu:z زولهای: âγu:z کاکاوندی: âγu:z هوزمانوندی: âγu:z
مکمل مجموعهcomplement of a setواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ عضوهایی که به مجموعۀ مفروض U تعلق ندارند، ولی متعلق به مجموعۀ مرجعی هستند که حاوی U است