کُرپیU-boltواژههای مصوب فرهنگستانمیلهای نعلیشکل با دو سر بدون انحنا و رزوهشده برای بستن مهرهها * کُرپی واژهای ترکی به معنی پل است، بهویژه پلی که بر روی مرداب ساخته میشود
شنوایینگارة نعلیU-shaped audiogram,cookie bite audiogram,scoop audiogram,bowl audiogram,V-shaped audiogram,saddle curve, dipper curve,trough curve, U-shaped curveواژههای مصوب فرهنگستانشنوایینگارهای که در آن کمشنوایی در بسامدهای میانه بیشتر از بسامدهای بالا و پایین است
عوذلغتنامه دهخداعوذ. (ع ص ، اِ) ج ِ عائذ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و آن را بر «عوذات » جمع بندند. (از اقرب الموارد). رجوع به عائذ و عوذات شود.
عوذلغتنامه دهخداعوذ. [ ع َ ] (اِخ ) ابن غالب بن قطیعة، از عبس بن بغیض ، از قحطان . جدی است جاهلی . (از الاعلام زرکلی از التاج ج 2 ص 571 و نهایةالارب ص 308). و رجوع به عوذی شود.
عوذلغتنامه دهخداعوذ. [ ع َ ] (ع مص ) اندخسیدن و پناه بردن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ملتجی گشتن و پناه جستن . (از اقرب الموارد). عیاذ. معاذ. معاذة. رج
عوذلغتنامه دهخداعوذ. [ ع َ وَ ] (ع اِ) پناه جای . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ملجاء. (اقرب الموارد). || برگ فروریخته از درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم
به تو گفتم که نباید به آنجا بروی.گویش اصفهانی تکیه ای: be to-m bevât ke nagi beše nühen. طاری: bi-m bevât go nafdâ beše ö. طامه ای: mon be to-m biyât ke naɂapeɹe boše nu. طرقی: to-m bevât napeɂa beše uhun.
لیموشیرینگویش خلخالاَسکِستانی: limu دِروی: lim(b)u شالی: ləmbu کَجَلی: limu کَرنَقی: lumbu کَرینی: lumbu کُلوری: limu گیلَوانی: lembu لِردی: lumi