پرستشگاه فرازکوهیpeak sanctuaryواژههای مصوب فرهنگستانهریک از مکانهای آیینی مینوسی، بدون سازههای یادمانی، در کوههای جزیرۀ کِرِت که در آنها نهشتههایی حاوی پیشکشهای نذری متعلق به 2000 تا 1450 پیش از میلاد یافت ش
فرازفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارتفاع، اوج، بالا، بلندی ۲. قله ۳. جمله، عبارت ۴. سربالایی ۵. عرشه ۶. باز، گشاده ۷. بسته، مسدود ≠ پستی، نشیب
فرازلغتنامه دهخدافراز. [ ف َ ] (ص ) پهن شده و پخش گردیده . || سرکش ، اعم از مردم نافرمان و اسب سرکش . || بلندشونده و بالارونده . || بلند. (برهان ).- به فراز شدن . فرازرفتن . رج