فرورانشsubductionواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن قطعات پوستۀ اقیانوسی به زیر قطعۀ دیگر فرومیروند
زون فرورانشsubduction zoneواژههای مصوب فرهنگستانمنطقهای که در آن بخشهایی از صفحههای زمینساختی به زیر صفحههای دیگر فرومیروند
فرلغتنامه دهخدافر. [ ف َ / ف ِ ] (پیشوند) پیشوند است بمعنی پیش ، جلو، بسوی جلو، و غیره ، چنانکه در کلمات فرخجسته ، فرسوده ، فرمان . در پارسی باستان و اوستا: فْرَ ، ارمنی : هْر
فرلغتنامه دهخدافر. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گزاز پائین بخش سربند شهرستان اراک ، واقع در 24 هزارگزی شمال آستانه سر راه شوسه ٔ اراک به ملایر. ناحیه ای است کوهستانی و سرد
فرلغتنامه دهخدافر. [ ف َرر ] (ع مص ) گریختن . (منتهی الارب ). فرار. || گریختن از دشمن . || وسعت دادن سوار جولان خود را برای انعطاف . (از اقرب الموارد). || نگریستن دندان ستور ر