کَمَجTS 1, total solidsواژههای مصوب فرهنگستانمجموع مواد جامد معلق و محلول در آب یا فاضلاب متـ . کل مواد جامد
مماس مارپیچtangent to spiral, TS 2,tangent of spiral, spiral tangentواژههای مصوب فرهنگستاننقطهای بر روی قوس که در آن مماس پایان مییابد و منحنی مارپیچ آغاز میشود
فسوسیدنلغتنامه دهخدافسوسیدن . [ ف ُ دَ ] (مص ) دریغ و تأسف و حسرت خوردن . || مسخرگی و ظرافت کردن . (برهان ) : رخش بر مه و خور فسوسد همی پری خاک راهش ببوسد همی . فردوسی .بدان سقا ک
فسوسیدنفرهنگ انتشارات معین(فُ دَ) (مص ل .) = افسوسیدن : 1 - دریغ و حسرت خوردن . 2 - ظرافت نمودن ، مسخرگی کردن .
فسولغتنامه دهخدافسو. [ ف َس ْوْ ] (ع مص ) تیز دادن بی بانگ و گند کردن . (منتهی الارب ). اخراج ریح از مخرج بدون آنکه صوت آن شنیده شود. (اقرب الموارد).
جفسلغتنامه دهخداجفس . [ ج َ ف َ ] (ع مص ) جفاسة. ناگوارد شدن . تخمه شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). رجوع به جفاسة شود.