کَمَجTS 1, total solidsواژههای مصوب فرهنگستانمجموع مواد جامد معلق و محلول در آب یا فاضلاب متـ . کل مواد جامد
مماس مارپیچtangent to spiral, TS 2,tangent of spiral, spiral tangentواژههای مصوب فرهنگستاننقطهای بر روی قوس که در آن مماس پایان مییابد و منحنی مارپیچ آغاز میشود
فسلیونلغتنامه دهخدافسلیون . [ف َ ] (معرب ، اِ) به یونانی تخمی است که سبیوش و بذرقطونا باشد. (برهان ). اسفرزه . (فرهنگ فارسی معین ).
فسولغتنامه دهخدافسو. [ ف َس ْوْ ] (ع مص ) تیز دادن بی بانگ و گند کردن . (منتهی الارب ). اخراج ریح از مخرج بدون آنکه صوت آن شنیده شود. (اقرب الموارد).